تبليغاتX
عشق منهای وفا - شاپور کوچک 2

عشق منهای وفا

روزگار قلبم را شکست، معشوقم داخل معده ام افتاد.

عصاره ی ماه را گرفتند،و برای من معشوقم را ساختند.

معشوقم که از دنیا رفت،قلبم یتیم شد.

از رشته عمرم،برای معشوقم تن پوش بافتم.

حتی در خواب غفلت هم خواب معشوقم را می بینم.

ای کاش من هم می توانستم مانند آینه تصویرت را به آغوش بکشم.

+نوشته شده در 87/05/24ساعت19:48توسط مهسان | |