|
وقتی چشم چرانی میکنم،صدای نفرین معشوقم را از قلبم می شنوم. شغلش تجارت عشق بود،هر روز یک نفر را سر کیسه می کرد. قلبش مانند صندلی آرایشگاه بود،همه رور آن می نشستند. وقتی درباره ی عشق با عقلم مشورت می کنم،سلول های خاکستریم برایم کف می زنند. نگاهم را فقط با وجدانم به گردش می فرستم. با به دنیا آمدن یک نوزاد،آینده عزرائیل تامین می شود. امیدوارم لیاقت پروانه بودن روی گل سرخ قلبت را داشته باشم. وقتی معشوقم می گرید،دوست دارم خنده باشم تا روی لبانش بنشینم یعنی با یک تیر دو نشان بزنم. به اندازه ی صبر خدا دوستت دارم. معشوقم به مسافرت میرود،قلبم برایش آش پشت پا می پزد. وقتی قدم در کوی یار می گذارم،قلبم از پاهایم تشکر می کند. دو مگس عاشق هم بودند،در سرویس بهداشتی پارک وعده ی دیدار گذاشتند، تق! مگس کش حسودیش شد.
|
About![]()
Home
|