|
به تو عادت کرده بودم
اینجا در قلب من حد و مرز برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد!؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟! بریدن از خودم را؟؟؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی...... از من نپرس که اشک هایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد. تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند. نگاهت را از چشمم بر ندار مرا از من نگیر! هوای سرد اینجا را دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهایم...
زندگی آینه ای نیم قد است که برای دیدن تمام خود،خم شدنت اجباریست. زندگی بازی مسخره و قشنگ و سختی ست، که در آخر بازی برای همه بازیکنان جایزه مرگ است. """چه کسی چون من دیوانه شده خسته از این بازی و بهر جایزه دلتنگ است!؟"""
پیاز مداح میوه هاست.
تنها خودکشی بدون مرگ،ازدواج است. تنها مکانی که در ایران ران و سینه در دید عموم مردم است، مرغ فروشی هاست. کلاغ،خواننده پاپ پرندگان است. امیدوارم وقتی مرا دفن کردند،زیر خاک خفه نشوم. تیک تاک ساعت ملودی گذشت عمر است. آخرین مد لباس آدم ها کفن است. امیدوارم سئوالات شب اول قبر چهار گزینه ای باشد. تخم مرغ تنها خوراکی است که در ایران نمی توان در آن تقلب کرد. برای اینکه قلبم را به سرقت نبرند آن را با سنجاق قفلی به روده ام بستم. وقتی باران به خواستگاری برف آمد،برف از خجالت آب شد. تنها چیزی که در دهان خانم ها بند میشود،آدامس است. |
About![]()
Home
|